ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
917
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
17 : 203 » نوشته كه خود ميرزا « حواشى مدونهاى » بر آن دارد . هفدهم كتاب « مرشد العوام » كه رساله عمليه تقليدى است و آن را در سنه 1217 تأليف كرده . و حاجى سيد محمد شفيع جاپلقى كه در ( 1280 ) بيايد نيز رسالهئى بدين نام در نماز دارد . هيجدهم كتاب « معين الخواص » در عبادات بطور مختصر به عربى . نوزدهم كتاب « مناهج » در طهارت و صلات و بسيارى از ابواب معاملات . بيستم « منظومهئى در علم معانى و بيان » . بيست و يكم رساله در « تعليقه بر رساله شهيد ثالث » در اين مسئله كه زيد ملكى را بعمرو انتقال داده و بكر ضامن درك آن شده ، آيا چنين ضمان صحيح است يا نه ؟ و شهيد اختيار عدم صحت آن را نموده ، و ميرزا در آن رساله استدلالات او را رد نموده ، و شهيد بر تعليقهء ميرزا رد نوشته . و در « قصص : 21 » نوشته هر سه رساله در نزد من است . بيست و دويم كتاب « عين العين » كه حاجى ميرزا محمد أخبارى كتابى بنام « انسان العين » در نقض آن نوشته . و از آنچه گذشت معلوم شد كه اساتيد درس ( يا مشايخ اجازهء روايت ) او چند نفرند كه اينك ما أسماء آنها را با بعضى ديگر كه اينجا ذكر نشده به ترتيب حروف مرتب نموده و مىنويسيم : اول مرحوم آقا سيد حسين خوانسارى كه در ( ج 2 سال 1210 ص 374 ) گذشت ، و روايت مىكند از ملا محمد صادق ابن فاضل سراب از دائيش محقق سبزوارى از شيخ بهائى . دويم آقا محمد باقر بن محمد اكمل بهبهانى كه در ( ج 1 سال 1205 ص 220 ) گذشت . سيم آقا محمد باقر بن محمد باقر هزارجريبى كه هم در ( جلد و سال مذكور ص 235 ) گذشت . چهارم پدرش ملا محمد حسن . پنجم مرحوم شيخ محمد مهدى فتونى كه هم در جلد دويم ( در احوال فاضل نراقى ) گذشت . و هم چند نفر در نزد او درس خوانده يا از وى روايت مىكنند : اول سيد عبد اللّه شبر كه در ( 1242 ) بيايد . دويم سيد على خوانسارى كه در ( 1238 ) بيايد .